می خواستم که از تو حرفات بفهمم
نفهمیدم
شایدم باید تو چشمات میدیدم
نمیدیدم
به خودم گفتم که فرقی نداره
آخرش یکی باید پا پیش بذاره
اومدم همه چی رو بهت بگم ولی باز
شک کردم
نمیدونستم حالا باید برم یا برگردم
ترسیدم که منو دست کم بگیری
بری این دلخوشی رو هم ازم بگیری
چی می شد تنهام نمی ذاشتی
تو هم ای کاش دوستم داشتی
چیزی نگفتی ، چیزی نگفتم
تا شدیم آخر از همدیگه دور دور
رفتی از اینجا اونور دنیا
موندم و یه مشت خاطره ی سوت و کور
آخرش سالها گذشتن و یه روزی
تو رو دیدم
خواستم از گذشته ها بگم ولی باز می ترسیدم
ولی باز گفتم که فرقی نداره
این حرفا حالا دیگه معنی نداره
چشامو بستم و همه چی رو گفتم و خندیدم
ولی از اشکای گوشه ی چشم تو
همه چی رو فهمیدم
فهمیدم خودمو دست کم گرفتم
آخرش تو رو خودم از خودم گرفتم
فهمیدم پا پیش نمی ذاشتی
ولی انگار دوستم داشتی
نظرات (۳ نظر)
کاش آریان برگرده…
دنیای نوجوونی من با آریان و عشق به این گروه گذشت!
عالی بود پهلوان عزیز.. 🙂
خیلی خوب بود !
واقعا من رو برد به اون موقع که همه آریان گوش میکردند 🙂
دلم واسه این صدا تنگ شده بود… 🙁
عالی بود یادش بخیر گروه اریان