یه وقتایی که غمگینی
یه گوشه ساکت و بی حرف میشینی
یه وقتایی که دلسردی
دلیلی واسه خندیدن نمیبینی
یه روزایی که دلتنگی
به هرچی که تو این دنیاست مشکوکی
همون وقتا که حس کردی
مث یه کلبه ی خاموش و متروکی
به فکرم باش به فکرم باش به فکرم باش
به فکرم باش به فکرم باش به فکرم باش
به فکرم باش
که از دست تو از این زندگی سیرم
که وقت پاشدن دستامو به دیوار میگیرم
به فکرم باش که موهام تو جوونی رنگ گندم شد
منی که آبروم بازیچه ی دستای مردم شد
به فکرم باش که این دنیا به چشمم تیره و تاره
میخوام نفرین کنم اما دل تنگم نمیزاره
اگه بی اختیار چشمت به چشم آسمون خیره ست
به من فکر کن که تقدیرم مث چشمای تو تیره ست
به فکرم باش
که از دست تو از این زندگی سیرم
که وقت پاشدن دستامو به دیوار میگیرم
به فکرم باش که موهام تو جوونی رنگ گندم شد
منی که آبروم بازیچه ی دستای مردم شد
یه وقتایی که غمگینی
یه گوشه ساکت و بی حرف میشینی
یه وقتایی که دلسردی
دلیلی واسه خندیدن نمیبینی
به فکرم باش به فکرم باش به فکرم باش
به فکرم باش به فکرم باش به فکرم باش
نظرات (۱ نظر)
آهنگ خیلی قشنگیه
:yes: