توی این شهر شلوغ آدمارو کم ندیدم
ولی هرچی که گذشت نشدن تو عزیزم
نخواه از من که یه لحظم تورو اصلا نبینم
منی که بعد تو اینجا چیزی جز غم ندیدم
نمیدونم شاید این حقمه که با همه جانمی با من بله
گفتم که راضیم به رفتنت
فکر میکردم اینطوری به نفعمه
مثل تو خیلی کم دیدم
چطوری گذاشتم که بری از پیشم
شاید اگه هنوز با هم بودیم
ارزشتو نمیفهمیدم
الان حرفاتو با یکی دیگه میزنی
جلو دهنتو نمیگیره جیغ که میزنی
وقتی عجله که باهاش بیرون بری
ریملتو به مژه های خیس نمیزنی
ای کاش روزای خوبت با من بود
علاقه زیاد تنها اشکالم بود
سه نقطه که تو آخرین تکس بهت دادم
همون دوست دارم بود
توی این شهر شلوغ آدمارو کم ندیدم
ولی هرچی که گذشت نشدن تو عزیزم
نخواه از من که یه لحظم تورو اصلا نبینم
منی که بعد تو اینجا چیزی جز غم ندیدم
سلامتیت عزیزم این آخرین پیکه
بعد تو دیگه همه خنده هام فیکه
اینکه چرا نیستی و آدما میپرسن
الکی میگ میاد فقط یه بریکه
بعد تو دیگه آروم نمیشم
با تو اینجا بوده ریشم
رفتی و دیگه داغون این شهر
شبیه تابوت بیشتر
شدم به همه بی حس باید قبولش کنم
داغون کردم خودمو توی نبودت گلم
فهمیدم خیلی تنهام وقتی دیدم آدما
با همه الکتای خوب شبیهت نمیشدن
شبیهت نمیشدن حتی توی مستیام
میرم توی خودم نمیزنم حرف زیاد
دارم خفه میشم برام نفس بیار
خاطراتمون و پس بیار
نظرات (۰ نظر)