کیف شکستن دل تورو
من دارم با چه عذابی پس میدم
هر نفس مردن و زنده شدن
اینه قیمتی که هر نفس میدم
یه طرف شکستن پای فرار
یه طرف منت خلق روزگار
تن سپردن به تحمل خزون
به امید بی سرانجام بهار
میدونم که این همه شکستگی
کیفر شکستن تو هست و بس
من بدی کرده ام اما تو ببخش
راحتم کن از عذاب این قفس
راحتم کن از عذاب این قفس
من که از سپیده ها جاری شدم
ته این ظلمت چاه چه میکنم
من که از غیر تنم رها بودم
توی این شکنجه گاه چه میکنم
یه طرف شکستن پای فرار
یه طرف منت خلق روزگار
تن سپردن به تحمل خزون
به امید بی سرانجام بهار
میدونم که این همه شکستگی
کیفر شکستن تو است و بس
و بدی کرده اما تو ببخش
راحتم کن از عذاب این قفس
نظرات (۴ نظر)
aliiii boood
فوق العاده زیبا بود
مثل همیشه با احساس
پاینده و موفق باشید :-))
عالی بود
خیلی زیبا و با احساس , موفق باشید 🙂