آنجا که روزی خانه عشق و صفا بود
سقفی که بامش سایه لطف خدا بود
دیگر بجا نیست
دیگر بجا نیست
از آتش ما غیر خاکستر نمانده
این خانه ویران گشته جز یک در نمانده
آن هم دری نیست
ره گستری نیست
اول که من رامت شدم
وابسته دامت شدم
عاشقترین بودی برایم
حالا خرینم بهر تو
رنج آفرینم بهر تو
کم خنده کن بر گریه هایم
از آتش ما غیر خاکستر نمانده
این خانه ویران گشته جز یک در نمانده
آن هم دری نیست
ره گستری نیست
چون آینه با من نشستی
نقش مرا در خود شکستی
همچون سرابی در بیابان
تنها امید من تو هستی
آنجا که روزی خانه عشق و صفا بود
سقفی که بامش سایه لطف خدا بود
دیگر بجا نیست
دیگر بجا نیست
از آتش ما غیر خاکستر نمانده
این خانه ویران گشته جز یک در نمانده
آن هم دری نیست
ره گستری نیست
نظرات (۵ نظر)
با سلام هزاران سال دیگر مثل و مانند گلپا نیاید
:yes: ارام بخشه
آورین گلی جون، پاتو قربون
پدر بزرگم عشق گلپا بود :-((
خوب بود :-*