دُ دُ دخترم دم در بهم گل داد
پوتین و واکس زدم پوشیدم
بچّه رو بغل بچّه بوسیدم
با اشک سرش و گذاشت رو سینم
رسیدم اردو بین بقیه
آهاری صاف شق عین بقیه
ژ۳م و گرفتم اسلحه خونه
خونه شد ترک شده اسلحه خونه
فرمانده اومد، بینمون چرخید
گیر میداد اونی که حس میکرد ترسید
بعد خبردار داد زد جمع شید
حکمشون تیره، شب بشه رفتید
(Ha, ha)
گوشیم و تو انبار دادم تحویل
رو مچم نوشتم شماره بچّه
پلاک رو گردن و وا کردم
عکس دخترم و دیدم یه لحظه
امشب خاموشی ساعتِ ۸ئه
چهار ساعت میخوابیم بعدشم حمله
(Paw paw)
دو ست جلو بازو زدم با نرده
من توی فکر، همه توی خنده
(Brrr, brrr)
«تلفنچی گفتم: «بگیر شماره
(Ha, ha)
«گفت: «کجا وصل شه؟» گفتم: «فرمانده
«بهم گفت: «این ساعت رِئیس خوابه
گفتم: «بگو: «ستوان توی راهه
««پیرهنش بازه، لبش سیگاره
واسه احترام کلاهم و برداشتم
«گفت: «خاموشیه داری چیکارم؟
«گفتم: «یه سرباز همیشه بیداره
گفتم: «من فقط یه سوال دارم
«اینا که میمیرن جرمشون چیه؟
بلند شد هرچی دودِ توی ریه
داد تو صورتم و بهم شد خیره
گفت سربازی پَ چرا میترسی؟
«نیشخند زد گفت: «چرا میلرزی؟
گفتم: «سندروم پای بی قراره
«و الّا وطنپرست نداره ترسی
گفت: «سرباز فقط میگه چشم
«میکشه ماشه رو اَ روی خشم
«گفتم: «سرباز واقعی اونه که با سلاح کنه به بیگناه رحم
گفت: (گفت) «چیزی که دستته رحم نمیفهمه
سر به زیرم باشی کمه
اینو با خودتم حواست جمع شه
«اونی میمیره که بیشتر میفهمه
یه سَری تکون داد از سر افسوس
عذرخواهی کرد از این ادبیاتش
گفت: «سرباز، درکت میکنم واسهت این اوّلین عملیاته
خودم هرچی باشه جرم مظنون
ماشه رو میکشم چون دارم دستور
سرباز واسه هدف میجنگه
«اجراش نکنی تو میشی منفور
«سیگار تعارف کرد گفتم: «تو ترکم
«عکس پلاک و دید گفت: «دخترته؟
(چی؟، چی؟)
آبدهن قورت دادم، دست و مشت کردم
«گفتم: «دوسش دارم تا مرگم
لبخند زد دست گذاشت رو شونم
«گفت: «فکرش باش تا وقتی زندهای
گفت: «جوابت و گرفتی میدونم
«دوازده آمادهباشه بیرونم
قبل اینکه بشینه بهم داد دست
«گفت: «یه سه چهار ساعت بخواب تخت
تشکر کردم که بهم فهموند
لوله تفنگم باشه کدوم سمت
او او اومدم بیرون درم نبستم
یه نگاه به عکس تو پلاک کردم
تو سرما نیازی ندارم درجه
شونهم خالیه از هرچی بهش بستم
نظرات (۰ نظر)