لب ساحل خیسه دریا کنار
رو تخت سنگی تو فصل بهار
دو تا فنجون چایی یکم نون داغ
حوالی ساحل تو سبزی باغ
نگاهم خیره به قایقه روی آب
من این صحنه رو دیدم انگار تو خواب
همون جا نشستی همون تخته سنگ
همون باغ و چایی یه موج قشنگ
همه جمعمون جمع مثل قدیم
فقط جای تو بینمون خالیه
تو نیستی ببینی که دریا کنار بدون
تو اینجا چه بد حالیه
همه جمعمون جمع مثل قدیم
فقط جای تو بینمون خالیه
تو نیستی ببینی که دریا کنار
بدون تو اینجا چه بد حالیه
تن خیسه صخره با لب خند ما
تو آبی آب بازی ماهیا
نسیم بهاری و باد خنک یه دنیا
صدف رو تن ماسه ها
نگاهم خیره به قایقه روی آب
من این صحنه رو دیدم انگار تو خواب
همون جا نشستی همون تخته سنگ
همون باغ و چایی یه موج قشنگ
همه جمعمون جمع مثل قدیم
فقط جای تو بینمون خالیه
تو نیستی ببنی که دریا کنار
بدون تو اینجا چه بد حالیه
همه جمعمون جمع مثل قدیم
فقط جای تو بینمون خالیه
تو نیستی ببنی که دریا کنار
بدون تو اینجا چه بد حالیه
نمومش گذشت و رفت شد خاطره
که شونه به شونه قدم میزدیم
چه شوره دو تا چشم تنگه حسود
نتونست ببینه که ما با همیم
همه جمعمون جمع مثل قدیم
فقط جای تو بینمون خالیه
تو نیستی ببنی که دریا کنار
بدون تو اینجا چه بد حالیه
نظرات (۰ نظر)