تجسم کن که تو ایون خونه
رو تختی که پناه هر دومونه
سرت رو شونمه خیره به ابرا
مژه هات داره میگیره به ابرا
گرفتی روی چشمت استکانو
رصد کردی ته این کهکشانو
نگه میداری با خندت زمانو
میگم دیدم یه شب خواب الانو
یهو برق تو چشمات جون میگیره
سکوتت میشکنه بارون میگیره
نگاتو بر میگردونی به سمتم
تو بارون خیره میمونی به سمتم
میبارن قطره ها روی منو تو
میپیچه تو هوا بوی منوتو
داری از فکر من پر میشی نم نم
فقط یادت نیاد ما دوریم از هم
نگو این آسمون که صافه صافه
بزار قلبت واست رویا ببافه
که رویا شعر میشه خوندو حض کرد
همین رویا چقدر مارو عوض کرد
هنوز اون هدیه رو دارم که گفتی
بسوزونش به یاد من نیوفتی
هنوز اون شاخه گل ها تو اتاقن
منم یادت میوفتم اتفاقا
یهو برق تو چشمات جون میگیره
سکوتت میشکنه بارون میگیره
نفس داره خسالت راه میره
تا جون دارم نمیزارم بمیره
نظرات (۲ نظر)
سلام آقای چاوشی💚🦋نفس وصدایت وجودت وخانواده درپناه خداوندبزرگ 💯🌹🌺
میشه لینکش برای وبلاگ بگذارید؟