تو خوابم نمیدیدم اینو یه روزی
که پاییز بیاد و بره من نفهمم
که بارون بیاد و بلرزه وجودم
که برگای خوشگل بریزن نفهمم
تو خوابم نمیدیدم اینو یه روزی
تولد برام چیز نابی نباشه
توی شعرهام عشق و دیگه نبینم
توی چشم هام دیگه خوابی نباشه
چجوری شد اینجوری شد حال قلبم
میگردم توی سینه دنبال قلبم
یه غم تو گلوم مثل یه داغ مونده
یه کشور شدم که عزادار مونده
یه دردایی هست که خدا خوب میدونه
یه بغضایی هست که نگفته میمونه
شبیه یه خونم که ویرونه میشم
من اون آدم سابق اصلا نمیشم
مهم نیست این حال بی رحم نامرد
مهم نیست هرچی که به روزم اومد
مهم نیست کی خنجر از پشت به ما زد
یه چیزی مهمه که حالا بماند
نظرات (۲ نظر)
تا شما هستین این وطن وطن نخواهد شد
لعنت به نتانیاهو و نوکرش پهلوی که ایران رو عزادار کردن!!