آهنگ های ویژه بیشتر
00:00 00:00

متن ترانه 'غول یه چشم'

من دلم تنگه برای اون شبایی
که سر میز سه چهار تا شمع میذاشتیم
طاقت یه لحظه قهرم که نداشتیم
با رژت رو آینه مینوشتی آشتی
من دلم تنگه برای دعواهایی
که همش از سر دوست داشتنمون بود
آخرین فاصله بین قلبای ما
آخری دکمه پیرهنمون بود
آه میدونی چیه
بعضی وقتا همه ی زور قلبتم کمه
جلو هرچی که میخوای
صد تا سد محکمه
بین رفتن و نموندن وقت انتخابمه
گاهی با اشک چشات
پیکتو پر میکنی
لب مرز مردنی و باز تحمل میکنی
دستو پاهاتو که خوب زدی یجا شل میکنی
نشد بعد تو چشای خیسم نیم ساعت آروم نخوابید
نشد از یجا به بعد چشای خوشگلت منو نمیدید
نشد هرچی سمتت اومدم تو راتو کج کردی دوباره
رسید کار به اونجایی که دوستاتم میگن دوست نداره
غلط کرده هرکی میگه از لحظه لذت ببر
یه عذابه محضه لحظه های نحسه بی تو پس
تو عذای مرگ عشق شمع روشن میکنم
اون لباس خوشبوتو تن میکنم
غیر ممکن بود دور شدنت
این همه طول بکشه
روح شیطان توی آینه
عین غول یه چشه
بعد تو اون دم صبح
رو تنم دست میکشه
بیا حق نداری رد بدیا
بیا تو هنوزم عاشقیا
بیا من دارم میمیرم اینجا
عرضم به حضورتون که
به زور نگه داشتن اونی که میخواد بره خیلی غلطه
ولی بعضیا واسه موندن میانو این ماییم
که با رفتارمون یکاری میکنیم مجبور میشن برن
نه بگو آره
سرفه هام که پشت هم شد
اشک توی چشمام که جمع شد
بیشتر اعصابم بهم ریخت
با خودم تو آیینه حرفم شد
تنهایی آرامشم شد
من دلم تنگه برای اون شبایی
که سر میز سه چهار تا شمع میذاشتیم
طاقت یه لحظه قهرم که نداشتیم
با رژت رو آینه مینوشتی آشتی
من دلم تنگه برای دعواهایی
که همش از سر دوست داشتنمون بود
آخرین فاصله بین قلبای ما
آخری دکمه پیرهنمون بود
آه میدونی چیه
بعضی وقتا همه ی زور قلبتم کمه
جلو هرچی که میخوای
صد تا سد محکمه
بین رفتن و نموندن وقت انتخابمه
گاهی با اشک چشات
پیکتو پر میکنی
لب مرز مردنی و باز تحمل میکنی
دستو پاهاتو که خوب زدی یجا شل میکنی
نشد بعد تو چشای خیسم نیم ساعت آروم نخوابید
نشد از یجا به بعد چشای خوشگلت منو نمیدید
نشد هرچی سمتت اومدم تو راتو کج کردی دوباره
رسید کار به اونجایی که دوستاتم میگن دوست نداره
غلط کرده هرکی میگه از لحظه لذت ببر
یه عذابه محضه لحظه های نحسه بی تو پس
تو عذای مرگ عشق شمع روشن میکنم
اون لباس خوشبوتو تن میکنم
غیر ممکن بود دور شدنت
این همه طول بکشه
روح شیطان توی آینه
عین غول یه چشه
بعد تو اون دم صبح
رو تنم دست میکشه
بیا حق نداری رد بدیا
بیا تو هنوزم عاشقیا
بیا من دارم میمیرم اینجا
عرضم به حضورتون که
به زور نگه داشتن اونی که میخواد بره خیلی غلطه
ولی بعضیا واسه موندن میانو این ماییم
که با رفتارمون یکاری میکنیم مجبور میشن برن
نه بگو آره
سرفه هام که پشت هم شد
اشک توی چشمام که جمع شد
بیشتر اعصابم بهم ریخت
با خودم تو آیینه حرفم شد
تنهایی آرامشم شد

نظرات (۱ نظر)

ارسال نظر

  • ناشناس
    سه شنبه ۱۹ تیر ۱۴۰۳ پاسخ

    واقعا ممنون بابت سایت عالیتون
    من ۶ تا سایت رو همزمان برای اهنگ های به روز چک میکنم سایت شما فوق العادست
    امیدوارم که روز به روز موفق تر باشید

00:00 00:00