آهنگ های ویژه بیشتر
00:00 00:00

متن ترانه 'برگ خزان'

به رهی دیدم برگ خزان افسرده زِ بیداد زمان
کز شاخه جدا بود
چو زِ گلشن رو کرده نهان
در رهگذرش باد خزان چون پیک بلا بود

ای برگ ستمدیده پاییزی
آخر تو زِ گلشن زِ چه بگریزی

روزی تو در آغوش گلی بودی
دلداده و مدهوش گلی بودی

ای عاشق شیدا دلداده رسوا
گویمت چرا فسرده ام

در گل نه صفایی باشد نه وفایی
جز ستم ز وی نبرده ام

تیر غمش در دل بنشاندم
در غم او من جان بفشاندم

تا شد نوگل گلشن و زیب چمن
رفت آن گل من از دست

با خار و خسی پیوست
من ماندم و صد بار گران

وین پیکر بی جان
ای تازه گل گلشن

پژمرده شوی چون من
هر برگ تو افتد به رهی
افسرده و بی جان
به رهی دیدم برگ خزان افسرده زِ بیداد زمان
کز شاخه جدا بود
چو زِ گلشن رو کرده نهان
در رهگذرش باد خزان چون پیک بلا بود

ای برگ ستمدیده پاییزی
آخر تو زِ گلشن زِ چه بگریزی

روزی تو در آغوش گلی بودی
دلداده و مدهوش گلی بودی

ای عاشق شیدا دلداده رسوا
گویمت چرا فسرده ام

در گل نه صفایی باشد نه وفایی
جز ستم ز وی نبرده ام

تیر غمش در دل بنشاندم
در غم او من جان بفشاندم

تا شد نوگل گلشن و زیب چمن
رفت آن گل من از دست

با خار و خسی پیوست
من ماندم و صد بار گران

وین پیکر بی جان
ای تازه گل گلشن

پژمرده شوی چون من
هر برگ تو افتد به رهی
افسرده و بی جان

نظرات (۲ نظر)

ارسال نظر

  • یاحقی
    شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۵ پاسخ

    روح استاد بی بدیع ویولن پرویز یاحقی شاد

  • amin
    پنج شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۵ پاسخ

    عالی

00:00 00:00